;
;
در برابر سوال تو، سکوت نموده ام و تو این را از غرور من می دانی! نه! به خدا که نه! پل های باور بین ما بر روی سیلاب تردید، بدجور فرو ریخته است و دیگر راه برگشتی نیست. سکوت من از بغض سینه است که راه گلویم را بسته! منتظر پاسخی از من نباش! کاش معجزه ای رخ دهد!
پایم درد می‌کرد، یعنی کفشم مال پارسالم بود و تنگ شده بود. هر چند کفش تنگ نمی‌شود و پا بزرگ می‌شود؛ ولی آدم چون خودش را نمی‌بیند، تقصیر را گردن چیزهای دیگر می‌اندازد 👌🏽 فرهاد حسن زاده
نویسنده های عزیزم ،خواهش میکنم اونقدر مارو توی آمپاس نذارین خدارو خوش نمیاد ...یه کوچولو دلتون برای ما بسوزه 🤗🤗🤗🤗🤗🤗 همه تون رو دوست دارم ❤️❤️❤️❤️❤️❤️
گاهی از کنار غریبه هایی عبور می کنی که روزگاری آشناهایی بودند زیباتر از رویا. گمان می بردی صداقت را همچون نگین انگشتر صیقل داده اند، اعتماد را در زلالی چشمه، سپید نموده اند. در کنارشان آرامشی داشتی همچون ژرفای جنگلی زیبا! چه زود به کابوس مبدل شد. چه زود باور کردی که تفکرات تو غلط بوده و باید با پاک کن همه تیک های درست را محو کنی، حال دیگر آنها تنها برگی از خاطرات تو هستند که با هر لحظه فکر کردن به آنها به نقطه ای خیره می مانی و بغضت را درسینه ات می شکنی و تنها سکوت می کنی! سکوت! سکوت! ...
شب وقتی همه خوابند دلت کمی برای خود بودن میطلبد ولی چشمهایت همراهی نمی کنن ....امان از رفیق های نیم راه
💎ما مرد نیستیم ؛ که نیازی به زندگی ابدی داشته باشیم . ! ما #زنیم . .‌ . و برای ما یک لحظه بودن با مردی که به او عشق می‌ورزیم ، بهشت جاودانه است. و لحظه جدایی، جهنمی همیشگی! اینجا بر روی همین زمین است ، که ما زنان ابدیت را زیست می‌کنیم . . .! ✍ #نیکوس_کازانتزاکیس
مگر در این شبِ دیرِ انتظارِ عاشق کُش، به وعده های وصال ِتو زنده دارندَم ... -هوشنگ ابتهاج
کاش دیگه تو این وضعیت سایتمون قطع نشه خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی دلتنگون بودم 🍁انگار خونه دومم برام محدود شده بود 😁
arrow