من از شعرم به تو خوانم حدیث قعر افکارم

ز افکارم به تو گویم عزیز دردانه ای دارم
چنان غرقم در این افکار که از مستی مدهوشم
ندانستم کزین مستی چگونه بردی از هوشم
همه فکرم همه ذکرم همه جان و همه روحم
به درگیری جانانم مرا حس می دهد کوهم
در این سودای جانانه غریبی میکند قلبم
تو را در جستجوی خود نمی یابم چرا هردم

‌23 آذر91 تهران ساعت 2 بامداد - در شرکت فراسان و وسط انجام پروژه یهو حس شعرم اومد


#میثم_خوشبخت
@mkhoshbakht
@mkhoshbakhtpage