فیلم سینمایی شَنِل

محصول ۹۵

کارگردان حسین کندری

با بازی باران کوثری

این فیلم هم خیلی در حقش ظلم شد به خاطر اینکه نتونست تبلیغ تو تلویزیون و رسانه ملّی(🤔) داشته باشه خیلی کم دیده شد.

من اینجا قصد ندارم نقد کنم فیلم رو شما هر جا تو گوگل راجع به این فیلم سرچ کنید نقد بی رحمانه می بینید.

باران کوثری زن جوانی است که دختری شیرین زبان دارد در ابتدای فیلم مردی سن دار با بازی مسعود فروتن عزیز با صحرا(باران کوثری)تماس می گیره و به اون نوید امید روزهای بهتر رو میده

وقتی که صحرا از مهد کودک دخترش باران بر می گرده تو ماشین آیدا(بهارکاتوزی)با هاش تماس می گیره که حمید تصادف کرده پاشو بیا

وقتی که صحرا وارد بیمارستان میشه آیدا می پره جلوش و نمیذاره بره پیش حمید میگه حمید زن داره بیا بریم زنش بالا سرشه

حمید مرده و صحرا و آیدا در کنار همن صحرا میگه باید برم شناسنامه حمید رو پیدا کنم آخه من و حمید ازدواج کرده بودیم

آیدا شُک میشه :چرا نگفته بودی ؟؟؟؟؟😦

و این شروع آشکار شدن نا گفته های صحراست

ناگفته هایی که این داستان رو شکل میده

اینکه صحرا در طول داستان تک تک دروغ هاش رو میشه

چرا صحرا این همه دروغ گفته؟

حمید کی بوده؟

صحرا و ایدا شبانه میرن کارگاه حمید که شناسنامه رو بردارن آخه هامون شوهر آیدا آشنا تو ثبت احوال داشته و می خواستن اسم صحرا رو از تو شناسنامه حمید بردارن تا آبروریزی نشه

فرداش یکی از کارگر ها تماس میگیره با صحرا که بیاید از تو گاو صندوق مدارک ما و تسویه حسابمون رو بدید

وقتی صحرا میره فقط یک برگه جواز افغانی رو از گاو صندوق میاره و رو به کارگره میگه اصلا شناسنامتون اون تو نبود

اسمتون؟

اون میگه شعبان صالحی ولی بهم میگن طاهر

اونجاست که شک دوم به صحرا وارد میشه

آخه حمید صحرا رو با این شناسنامه عقد کرده بود

حالا صحرا میمونه و بدبختی جدید

حالا طاهر رو چی کار کنه ؟؟؟؟

تو این روزا که سینما پر از فیلم های بی محتوا شده من این فیلم رو بهتون پیشنهاد می کنم