سلام، سلام بچه ها😊 شماها روزی چند بار مسواک می زنین؟ 🤗 اصلاً مسواک زدن رو دوست دارین؟ 🤔 موافقین قصه ی مسواک زدن قلقلی رو با هم بخونیم؟ پس بریم که با هم بخونیم.😊

***

قلقلی دندون هاش رو مسواک زده بود و آماده ی خواب بود. رفت به مامان و بابا شب بخیر گفت. چراغ اتاقش رو خاموش کرد و روی تختش دراز کشید. هیچ وقت از مسواک زدن خوشش نمی اومد. اصلاً نمی دونست چرا باید بعد از خوردن خوراکی های خوشمزه، مسواک بزنه. برای همین یه شکلات کاکائویی خوشمزه زیر بالشتش گذاشته بود که قبل از خواب بخوره. بالشت رو برداشت. شکلات داشت بهش چشمک می زد. جلد شکلات رو باز کرد و همه ی شکلات رو چپوند توی دهنش. توی دلش گفت: «به به، چه شکلات خوشمزه ای!»

...

«آی دندونم، وای دندونم!». بله! بالاخره شکلات خوردن های بعد از مسواک، کار دست قلقلی داده بود. قلقلی گریه کنان رفت پیش مامانش. دهنش رو باز کرد تا مامانش ببینه کدوم دندونش درد می کنه. همین که دهنش رو باز کرد، مامانش دید شکلات کاکائویی چسبیده به دندونای قلقلی.

-قلقلی، کی شکلات خوردی؟

قلقلی با پشت دست اشک چشم هاش رو پاک کرد:

-دیشب.

-دیشب مگه مسواک نزدی؟

-بعد از مسواک، شکلات خوردم.

-آی آی، همینه که دندونت درد می کنه. دهنت بو میده. ما مسواک می زنیم که شکلات رو، غذاها رو از لای دندونا پاک کنیم.

گریه ی قلقلی بیشتر شد:

-مامانی، دندونم درده.

مامان قلقلی سری تکون داد. بلند شد مسواک و خمیر دندون قلقلی رو آورد و داد دستش تا دندوناش رو مسواک بزنه. بعد قلقلی رو برد پیش خانم دکتر تا سلامتی دندوناش رو چک کنه. قلقلی قول داد که روزی چند بار دندوناش رو مسواک بزنه. به خصوص بعد از خوردن شکلات و شیرینی. حالا قلقلی متوجه شده بود که چرا باید مسواک بزنه. آخه دندوناش رو دوست داشت. نمی خواست دندوناش درد بگیرن.

🍰🍫🍬🍭

#بهجت_باسلیقه

#سایت_تمشک