روزگاری است که "سیم" دلم را،

با نوازشهای "آرشه" ات آرام نمی کنی،

تمامی "نت" ها تو را نفی می کنند،

و "میزان" ها پر شده از نبود تو.

"نت" هایم دم به دم به "سکوتی مضاعف" ختم می شوند!

"چنگ" نمی زنم دیگر،

به "خطوط حامل" گیسوانت،

چون تو دیگر نمی مانی.

"چهارلا چنگ" هم جواب ماندنت را نمی دهند،

چه رسد به "چنگ"!

چگونه بسرایم غم نبودنت را،

که "تحریر" ماندنت،

تو را "خارج" می خوانند!

چه زود گذشت آن روزهایی که،

"آرشه" بر "سیم" دل هم می کشیدیم،

و "میزان"هایمان پر بود از "نت" هم،

و بی وقفه "چنگ" می زدیم بر رشته ی عشق،

و هم را به زیباترین "تحریر" می خواندیم

#میثم_خوشبخت