خواهش

فیلمنامه بی کلام بوده و صدای تردد و ترافیک پس زمینه فیلم هست.

روز/خارجی/ایستگاه اتوبوس

تصویر پسر مضطربی را در یک ایستگاه اتوبوس کنار یک بزرگراه پر رفت وآمد نشان می دهد ، که ازبعضی از مسافران چیزی را درخواست می کند. مسا فران به او جواب منفی می دهند و یا اعتنایی نمی کنند.
اتوبوس زرد رنگی روبروی ایستگاه می ایستد . تمام مسافران سوار می شوند به جز یک مرد که با یک کیف دستی نشسته است. پسرک با احتیاط به مرد نزدیک می شود ، مرد با تلفن همراهش مشغول است و کیف را روی زمین گذاشته . پسر کیف را می قاپد و فرار می کند. مرد فریاد می زند : "دزد" و او را تعقیب می کند.
پسر به پل عابر پیاده می رسد . مکث می کند . مرد هنوز او را تعقیب می کند . با سرعت پله ها را بالا می رود به میانه پل میرسد پایین را نگاه می کند می بیند مرد باز مانده و نفس نفس میزند . مرد پسر را می بیند ولی به سمت ایستگاه باز می گردد.پسر مرد را با آوایی صدا میزند و کیف را از بالای پل وسط بزرگراه می اندازد.

روز/خارجی/خیابان

مرد در حال تکاندن کیفش کنار بزرگراه ایستاده . خودش را مرتب می کند واز پله های پل بالا می رود.

روز/خارجی/روی پل

پسر از زن عابر چیزی را درخواست می کند . زن به علامت منفی دستش را تکان می دهد. پسر از پله ها پایین میرود.

روز/خارجی/ خیابان

تصویر مرد را نشان می دهد که با فاصله از پسر حرکت می کند. پسر به یک مرد وزن می رسد . مرد با موبایلش صحبت می کند . پسر موبایل را از دست مرد می زند و فرار می کند. مرد فریاد می زند:" صبر کن" و پسر را تعقیب می کند . مرد دوم پسر را می گیرد .با پسر گلاویز می شود .پسر توضیحاتی به مرد دوم می دهد و لی مرد دوم توجه نمی کند زن به آنها می رسد با مرد دوم صحبت می کند ساعت را نشان می دهد وحرکت می کنند.پسر خسته کنار خیابان می نشیند . مرد اول به او میرسد. با هم صحبت می کنند . مرد اول دست بر شانه پسر می زند و با هم از تپه های کنار بزرگراه بالا می روند .

روز/خارجی/ بالای تپه

تصویر پسر و مرد را نشان می دهد که به سمت مرد معلولی که از ویلچر خود افتاده و مجروح شده است می روند . مرد به پسر کمک می کند که ویلچر را تعمیر می کند مرد را روی ویلچر می گذارد و باهم از تپه پایین می روند.

#مشق_فیلمنامه_نویسی

#فیلم_کوتاه