‌یا حق"‌

"یک شهر خالی از من"

داستان یک شهر خالی از من! در مورد، ترلان دختر شاد و با انرژی هست که بعد از چهار سال، تحصیلاتش در شهر بزرگ تهران به اتمام می رسد.

البته زمانی که ترم آخر بود، یک روز در جمع دوستان همکلاسی‌اش به شهرزاد لطف و کمکی می کند. انجام این لطف ترلان! می شود دلیل آغاز داستان ما...

حالا ترلان برمی گردد به شهر کوچک و خانه‌شان...کنار خانواده با روابط و اخلاق‌های خاص مردمان آن شهر...رفتارهای ترلان و کارهایش هم خواندنیست و هم دنبال کردنی...

****

سلام و روز خوش...🙂

خوشحالم از اینکه دوباره به لطف خدا و محبت شما دوستان که همیشه همراهم بودید، سعادت شروع قصه دیگری را دارم...

دوستان این قصه روزهای زوج پارت گذاری می شه و بنا به دلایل کاری، پارتها عصر یا اخر شب برای تایید ارسال می شه...

موفق باشید🤗🤗