داستان بد جنسی

سلام با یکی دیگه از قصه های هامین طرف هستیم. یه روز یه آقاهه داشت می رفت بازار بعدش توی راه به یه آقا گاوه رسید .آقا گاوه گفت:ما ما ..ما.. داری کجا می ری؟

آقاهه گفت: دارم می رم به بازار چیزهای مفیدی بخرم. مثل کلم ... کاهو و گوجه و کرفس.

آقا گاوه گفت: یونجه برام می خری؟ سبزی برام می خری؟ طالبی برام می خری؟

آقا هه گفت: نه !

آقا گاوه گفت: چرا؟

آقاهه گفت: چون که من برای خودم می خوام برم خرید کنم و تو اجازه نداری خریدای منو بخوری!

آق گاوه گفت: مگه چی می شه؟

آقا هه گفت: چون مال من هست تو نمی خوری اونارو!

همین جوری که این دو تا داشتند دعوا می کردند آقا سگه از راه رسید. آقا گاوه رفت پیش آقا سگه و بهش گفت:می شه رفتی بازار برای منم خرید کنی!

آقا سگه گفت : چشم برات یونجه و کاهو و طالبی می خرم .

آقا گاوه ابروها شو برای آقاهه بالا و پایین کرد و گفت: خدا حافظ خودت تنها برو!

آقاهه ناراحت گفت: ببخشید منم برات یونجه می خرم . منم با شما بیام!

آقا سگه خندید : باشه تو هم بیا با ما.